هوش مصنوعی:
این شعر به بیان عشق و رنجهای ناشی از آن میپردازد. شاعر از نبود آزادی در گلستان محبت، بیقراری عاشقان، و دردهای دل سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فتنه، قیامت بخت، و رنجهای عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند رنج و فتنه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۳ - گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
بهار عاشقی، مرغ چمن زادی نمی دارد ۱
سحر می خواند بلبل در گلستان از کتاب گل
که علم عاشقی حاجت به استادی نمی دارد ۲
اگر مرغ چمن سیر است و گر کبک بیابانی
که را از دست دل دیدی، که فریادی نمی دارد؟ ۳
درین صحرا به صیدی رحمم آید کز زبونیها
سری در حلقهٔ فتراک صیادی نمی دارد ۴
نه تنها غارت ناز است در اسلام پردازی
دیار برهمن هم، دیر آبادی نمی دارد ۵
کدامین فتنه دیدی در قیامتگاه بخت ما
که سر در دامن زلف پریزادی نمی دارد؟ ۶
حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم
که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد ۷
بهار عاشقی، مرغ چمن زادی نمی دارد ۱
سحر می خواند بلبل در گلستان از کتاب گل
که علم عاشقی حاجت به استادی نمی دارد ۲
اگر مرغ چمن سیر است و گر کبک بیابانی
که را از دست دل دیدی، که فریادی نمی دارد؟ ۳
درین صحرا به صیدی رحمم آید کز زبونیها
سری در حلقهٔ فتراک صیادی نمی دارد ۴
نه تنها غارت ناز است در اسلام پردازی
دیار برهمن هم، دیر آبادی نمی دارد ۵
کدامین فتنه دیدی در قیامتگاه بخت ما
که سر در دامن زلف پریزادی نمی دارد؟ ۶
حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم
که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۲ - به غیر از گریه عاشق در جهان کاری نمی دارد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۴ - به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.