خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر به بیان احساسات عمیق و غم‌انگیز شاعر می‌پردازد که از بی‌پاسخی جهان و طبیعت نسبت به رنج‌هایش شکایت دارد. او از سکوت و بی‌تفاوتی اطرافش در برابر دردهایش می‌نالد و به دنبال همدردی و پاسخ می‌گردد.

محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۳۹۴ - به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد

به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
کدامین راز را دیدی که غمّازی نمی دارد؟ ۱

بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی
لب پرخندهٔ گل هرگز آوازی نمی دارد ۲

هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا
به غیر از گریه، دل آیینه پردازی نمی دارد ۳

تو نازکدل چرا ازگریهٔ من روی می تابی؟
کدامین شاخ گل، مرغ سخن سازی نمی دارد؟ ۴

نمی گردم اگر گرد سرت، خاطر نرجانی
که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد ۵

به خواری، شحنهٔ عشق افکند از سینه بیرونش
دل کبکی که زخم، از چنگل بازی نمی دارد ۶

گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش
حزین ، امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۳ - گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۵ - دلِ شاد، رند می آشام دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.