هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، بیانگر حالات دل‌باختگی و دیوانگی عاشق در برابر معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف معشوق، صحرای طلب، و جام می، حالات عاشقانه و مستی معنوی را توصیف می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی مانند عشق الهی و رندی خراباتی دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌های غیرمستقیم به می‌نوشی و خرابات دارد که مناسب سنین بالاتر است.

شماره ۳۹۹ - دلم در خم زلف او سودای دگر دارد

دلم در خم زلف او سودای دگر دارد
با سلسله دیوانه غوغای دگر دارد ۱

با جذبهٔ مشتاقی، باشد دو جهان گامی
در دامن دل عاشق، صحرای دگر دارد ۲

صحرای طلب دارد، در هر قدمی طوری
هر سنگ دربن وادی موسای دگر دارد ۳

گر عشق نهان بازد با خود عجبی نبود
در پردهٔ دل مجنون، لیلای دگر دارد ۴

افلاک نگهبان عشق تو نمی باشد
این بادهٔ زورآور مینای دگر دارد ۵

در مجلس ما یک کس هشیار نمی گردد
در جام مگر ساقی صهبای دگر دارد؟ ۶

پیداست حزین ما از دلق می آلودش
کاین رند خراباتی، تقوای دگر دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - حریفان هر که را دیدیم در دل کلفتی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.