خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حزین لاهیجی، بیانگر درد عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر از دلافگاری، جفای زمانه، حسرت دیدار، و تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود سخن میگوید. او از زخمهای عشق، بیقراری در هجران، و تضاد بین مذهب عشق و باورهای دیگر مینویسد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با مضامین پیچیدهای مانند رنج، جفا، و حسرت، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۸ - چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد
چند پرسی نگهش با دل افگار چه کرد
برق بی باک عیان است که با خار چه کرد ۱
در بساطم اثری از دل و دین نیست به جا
به من ساده دل آن طرّهٔ طرّار چه کرد ۲
گر بگویم، دل سنگین صدف گردد آب
که به روشن گهران چرخ جفاکار چه کرد ۳
جلوه در خانهٔ آیینه به خود ننمایی
گر بدانی که به دل حسرت دیدار چه کرد ۴
گر بگویم، رگ خوابت بگدازد چون شمع
که شب هجر تو با دیده بیدار چه کرد ۵
زآنچه جز مذهب عشق است بپردازی دل
گر بدانی که به من سبحه و زنّار چه کرد ۶
کرد داغم، نگه زاهد خاموش حزین
چه بگویم به من این صورت دیوار چه کرد؟ ۷
برق بی باک عیان است که با خار چه کرد ۱
در بساطم اثری از دل و دین نیست به جا
به من ساده دل آن طرّهٔ طرّار چه کرد ۲
گر بگویم، دل سنگین صدف گردد آب
که به روشن گهران چرخ جفاکار چه کرد ۳
جلوه در خانهٔ آیینه به خود ننمایی
گر بدانی که به دل حسرت دیدار چه کرد ۴
گر بگویم، رگ خوابت بگدازد چون شمع
که شب هجر تو با دیده بیدار چه کرد ۵
زآنچه جز مذهب عشق است بپردازی دل
گر بدانی که به من سبحه و زنّار چه کرد ۶
کرد داغم، نگه زاهد خاموش حزین
چه بگویم به من این صورت دیوار چه کرد؟ ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - بلبل به گلستان سخن از روی تو می کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - دلم از زمزمه عشق پریشان می کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.