خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند بیثباتی دنیا، ناامیدی، عشق و جستجوی معنا میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای مختلف مانند کف، خاتم، آتش و بلبل، احساسات عمیق انسانی و پوچی برخی تلاشها را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از استعارهها نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
شماره ۴۱۲ - کف چون تهی ست جوهر انسان چه می کند؟
کف چون تهی ست جوهر انسان چه می کند؟
خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می کند؟ ۱
آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم
این برق را ببین به نیستان چه می کند؟ ۲
از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من
این دور باش حسن نگهبان چه می کند؟ ۳
بیهوده است بر سر کویت فغان ما
گلبانگ بلبلان به گلستان چه می کند؟ ۴
زاهد چه فیض می برد از شعر من حزین ؟
با این سفال، صحبت ربحان چه می کند؟ ۵
خاتم چو نیست، دست سلیمان چه می کند؟ ۱
آتش زدی ز جلوه به خاشاک هستیم
این برق را ببین به نیستان چه می کند؟ ۲
از پردهٔ حجاب برآ، آفتاب من
این دور باش حسن نگهبان چه می کند؟ ۳
بیهوده است بر سر کویت فغان ما
گلبانگ بلبلان به گلستان چه می کند؟ ۴
زاهد چه فیض می برد از شعر من حزین ؟
با این سفال، صحبت ربحان چه می کند؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۱ - بار غم عشق تو مرا پشت دوتا کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۳ - سر زلفی به عالم دام کردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.