هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاشقانه مینالد و اشاره میکند که حتی سختترین دردها نیز قابل مقایسه با این رنج نیستند. همچنین، او از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود و دیگران میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'کافر بتکده' و 'صوفی صومعه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۱۹ - لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد ۱
می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل
به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد ۲
سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست
یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد ۳
کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت
صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد ۴
کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین
آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد ۵
کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد ۱
می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل
به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد ۲
سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست
یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد ۳
کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت
صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد ۴
کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین
آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.