خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و درد دوری از معشوق سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی معشوق و رنجهای عاشقانه مینالد و اشاره میکند که حتی سختترین دردها نیز قابل مقایسه با این رنج نیستند. همچنین، او از تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود و دیگران میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'کافر بتکده' و 'صوفی صومعه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۱۹ - لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
لب لعلت به پیامی دل ما شاد نکرد
کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد ۱
می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل
به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد ۲
سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست
یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد ۳
کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت
صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد ۴
کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین
آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد ۵
کلک مشکین تو از غمزدگان یاد نکرد ۱
می کند آنچه جگرکاو نگاه تو به دل
به رگ جان کسی، نشتر فولاد نکرد ۲
سرو ناز تو که عمر ابدی سایهٔ اوست
یک ره از لطف، خرابی چو من آباد نکرد ۳
کافر بتکده جز مهر رخت قبله نداشت
صوفی صومعه جز ذکر تو اوراد نکرد ۴
کاوش ناخن غم، با جگرم کرد حزین
آنچه در کوهکنی، تیشهٔ فرهاد نکرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۸ - شامی که مست صبح امیدش نمی کنند
گوهر بعدی:شماره ۴۲۰ - شیرین لبان چو بزم می لاله گون کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.