هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و رنج‌های درونی خود سخن می‌گوید. او از آتش نفس، غم‌های پنهان، بی‌قراری دل، و رنج‌های عشق و جنون یاد می‌کند. همچنین، به مفاهیمی مانند مرگ، مروت، و قناعت اشاره دارد. در نهایت، از نوای دل و ناله‌های درونی خود می‌نالد.
رده سنی: 18+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی، فلسفی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ، رنج‌های درونی و جنون ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۴۳۰ - بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود

بیان روشنی چون شمع دارم خصم جان خود
من آتش نفس در زیر تیغم از زبان خود ۱

شراب غم ندارد جلوه ای در تنگنای دل
خمارآلودم از کم ظرفی رطل گران خود ۲

جنون تر دماغم ناز گلشن بر نمی تابد
بهاری در نظر دارم، ز چشم خون فشان خود ۳

تپیدنهای دل در راه شوقم مضطرب دارد
بیابان مرگم، از بانگ درای کاروان خود ۴

خیال دام می کردم شکنج زلف سنبل را
به دل فال اسیری می زدم در آشیان خود ۵

مروت نیست کز زخم دلم پهلو کند خالی
چِه منّتها که از تیغ تو ننهادم به جان خود ۶

چو شمع از ناب غیرت می گدازم مغزجان خود
همای من قناعت می کند با استخوان خود ۷

حزین اسلام و کفر افتاد مدهوش از نوای دل
بنازم نالهٔ ناقوسیِ لبّیک خوان خود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - عذر این بنده پذیرای دل و هوشش باد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - شور سودای تو در کودکی، استادم بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.