هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و محبت سخن میگوید و از درد فراموشی و دوری شکایت دارد. او از خدا میخواهد که در ماتم و آشوب زندگی، او را شاد و آزاد نگه دارد و از تأثیر محبت و جنون عشق سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۳۵ - خدا در ماتم آسودگی شادم نگهدارد
خدا در ماتم آسودگی شادم نگهدارد
ز قید هر دو عالم عشق آزادم نگهدارد ۱
ز تاثیر محبت در قفس چشم اینقدر دارم
که از درد فراموشی صیادم نگهدارد ۲
به اندک التفاتی زآن تغافل پیشه دلشادم
اگر می افکند از دیده، در یادم نگهدارد ۳
غبار آشوب تعمیر است، دست رفته از کارم
جنون پیر خرابات است، آبادم نگهدارد ۴
حزین آن کودک شوریده حالم این دبستان را
که با زنجیر هم نتواند استادم نگهدارد ۵
ز قید هر دو عالم عشق آزادم نگهدارد ۱
ز تاثیر محبت در قفس چشم اینقدر دارم
که از درد فراموشی صیادم نگهدارد ۲
به اندک التفاتی زآن تغافل پیشه دلشادم
اگر می افکند از دیده، در یادم نگهدارد ۳
غبار آشوب تعمیر است، دست رفته از کارم
جنون پیر خرابات است، آبادم نگهدارد ۴
حزین آن کودک شوریده حالم این دبستان را
که با زنجیر هم نتواند استادم نگهدارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۴ - نگه، رنگین تر از گل می کند رویی که او دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۶ - دل در شکن زلفت، صبح طربی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.