هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نیاز به بادهٔ زلال برای الهام گرفتن و بیان سخن میگوید. او از سردی سخن ستایندگان و نغمههای نادرست مطربان شکایت دارد و به دنبال اتصال به دریای حقیقت است. همچنین، به موضوعاتی مانند عشق، گناه، و ارزش تلاش اشاره میکند و در پایان، از عشق و زیبایی یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به باده و مفاهیم انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۷ - مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
مرا مجال سخن، بادهٔ زلال دهد
که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد ۱
فسرده از سخن سرد خود ستایانم
سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد ۲
به غیر جذبهٔ خاطر که خضر این وادی ست
به بحر، قطرهٔ ما را که اتصال دهد؟ ۳
به حشر نامهٔ اعمال مجرمی ست سفید
که شستشو به عرقهای انفعال دهد ۴
صدف به ابر چرا تهمت سخا بندد؟
ز گوهری که به سعی کف سؤال دهد ۵
شمیم عشق بود تا به حشر خاک مرا
که بوی باده دیرینه ی سفال دهد ۶
حزین به دولت سودای خال و خط کسی ست
که عنبرین قلمت نافه ی غزال دهد ۷
که شیشه ره به پریخانهٔ خیال دهد ۱
فسرده از سخن سرد خود ستایانم
سرود مطرب کج نغمه، گوشمال دهد ۲
به غیر جذبهٔ خاطر که خضر این وادی ست
به بحر، قطرهٔ ما را که اتصال دهد؟ ۳
به حشر نامهٔ اعمال مجرمی ست سفید
که شستشو به عرقهای انفعال دهد ۴
صدف به ابر چرا تهمت سخا بندد؟
ز گوهری که به سعی کف سؤال دهد ۵
شمیم عشق بود تا به حشر خاک مرا
که بوی باده دیرینه ی سفال دهد ۶
حزین به دولت سودای خال و خط کسی ست
که عنبرین قلمت نافه ی غزال دهد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۶ - بزمی که مست ناز مرا جلوه گاه بود
گوهر بعدی:شماره ۴۵۸ - دور عذار تو، خط وجود ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.