هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و انتظار سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند. او از رنجهای عشق و امید به وصال میگوید و آرزو میکند که دردهایش به شادی تبدیل شوند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ عاطفی برای درک کامل داشته باشند.
شماره ۴۶۰ - شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
چو گردباد به گردت غبار من گردد ۱
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد ۲
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد ۳
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد ۴
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد ۵
چو گردباد به گردت غبار من گردد ۱
به رهگذار تو چندان رخ امید نهم
که وعده ات خجل از انتظار من گردد ۲
به جیب پیرهن از رشک، گل نیفشانی
اگر دلت خبر از خار خار من گردد ۳
شکوه عشق نگر کز ره فتادگیم
اجل کناره کند گر دچار من گردد ۴
خدا کند که از آن تیغ آبدار حزین
شکفته روییِ زخمِ بهارِ من گردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۹ - خیالش گر چنین در خاطرم جاگیر می گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۱ - آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.