هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، با زبانی نمادین و پر از تصاویر شاعرانه، به ناپایداری دنیا، بیاعتمادی به وعدههای زندگی، و جداییها و آشفتگیهای آن میپردازد. شاعر از تلاطمهای درونی، شکستن ارزشها، و از هم گسستن پیوندها سخن میگوید و با اشاره به عناصری مانند دریا، ثریا، و شیشه، بر شکنندگی و بیثباتی تأکید میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۶۱ - آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
آماده است تا مژهٔ ما به هم خورد
سیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد ۱
از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنی
از یک نسیم لنگر دریا به هم خورد ۲
شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبان
لب در همین دعاست که سودا به هم خورد ۳
پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز هم
نَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد ۴
ای دل به عهد سست حیات اعتماد نیست
امروز گیرد الفت و فردا به هم خورد ۵
از پهلوی سخن گسلد ربط همدمان
پیوسته الفتِ لبِ گویا به هم خورد ۶
یک دست شیشه داری و دستی دل حزین
ساقی چنان مکن که دو مینا به هم خورد ۷
سیلی کزو خرابهٔ دنیا به هم خورد ۱
از دل تلاطم و ز تو دامن فشاندنی
از یک نسیم لنگر دریا به هم خورد ۲
شد قیمتم شکسته ز انصاف طالبان
لب در همین دعاست که سودا به هم خورد ۳
پاشد چنین اگر فلک، احباب را ز هم
نَبوَد عجب که عقد ثریّا به هم خورد ۴
ای دل به عهد سست حیات اعتماد نیست
امروز گیرد الفت و فردا به هم خورد ۵
از پهلوی سخن گسلد ربط همدمان
پیوسته الفتِ لبِ گویا به هم خورد ۶
یک دست شیشه داری و دستی دل حزین
ساقی چنان مکن که دو مینا به هم خورد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۰ - شبی که سروِ تو شمع مزار من گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۲ - تا کی توان ز عمر، فریب سراب خورد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.