هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از عشق و دلبستگی رنج میبرد و در برابر جذبههای معشوق و فراق او درمانده است. شاعر از دست دادن عقل و آرامش در راه عشق را توصیف میکند و از ناتوانی خود در برابر این احساسات سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند از دست دادن خرد و اندوه شدید نیاز به بلوغ ذهنی برای درک مناسب دارد.
شماره ۴۸۴ - من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
من از دل و دین باختگانم چه توان کرد؟
سودازده زلف بتانم چه توان کرد؟ ۱
دل بسته فتراک سر زلف سواری ست
از چنگ خرد رفته عنانم چه توان کرد؟ ۲
در صومعه از نعره زنانم چه توان گفت؟
در میکده از دُردکشانم چه توان کرد؟ ۳
در سلسلهٔ زلف تو ای رهزن دل ها
سرحلقهٔ سودا زدگانم چه توان کرد؟ ۴
گوشی به فغان دل ناشاد نکردی
پیشت همه تن گر چه زبانم چه توان کرد؟ ۵
فرمان تو را هر چه بود می کنم اما
من صبر به هجران نتوانم چه توان کرد؟ ۶
شد قطره به دریای فنا وصل حزین را
دی بودم و امروز نه آنم چه توان کرد؟ ۷
سودازده زلف بتانم چه توان کرد؟ ۱
دل بسته فتراک سر زلف سواری ست
از چنگ خرد رفته عنانم چه توان کرد؟ ۲
در صومعه از نعره زنانم چه توان گفت؟
در میکده از دُردکشانم چه توان کرد؟ ۳
در سلسلهٔ زلف تو ای رهزن دل ها
سرحلقهٔ سودا زدگانم چه توان کرد؟ ۴
گوشی به فغان دل ناشاد نکردی
پیشت همه تن گر چه زبانم چه توان کرد؟ ۵
فرمان تو را هر چه بود می کنم اما
من صبر به هجران نتوانم چه توان کرد؟ ۶
شد قطره به دریای فنا وصل حزین را
دی بودم و امروز نه آنم چه توان کرد؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - نبود عجب که از دل ما شور شد بلند
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - ننگ در عشق و جنون نام مرا عالی کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.