هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردهای عاطفی شاعر است که از عشق، ناامیدی، و سرگشتگی در زندگی سخن میگوید. شاعر از عشق سوزان، ناتوانی در رسیدن به آرزوها، و گذر زمان شکایت دارد و امیدوار است که روزی از این غبار هستی رهایی یابد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی، و تفکرات فلسفی درباره زندگی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه احساسی بیشتری دارد.
شماره ۴۹۰ - خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
خوشا دمی که مرا دیده از غبار برآید
ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید ۱
همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان
ز دست کوته ما بیش ازین چه کار برآید؟ ۲
ز سرگذشته، به راهت نشسته ایمکه تاکی
نگه به عربده، زان چشم میگسار برآید ۳
بغیر از اینکه به سرگشتگی جهان به سر آری
دگر چه کام دل از دور روزگار برآید؟ ۴
چه آتشی ست حزین ، این که در جگر زده عشقت؟
به یک صفیر تو، دود از دل بهار برآید ۵
ز گرد هستیم آن نازنین سوار برآید ۱
همین بس است که خود چاک می زنم به گریبان
ز دست کوته ما بیش ازین چه کار برآید؟ ۲
ز سرگذشته، به راهت نشسته ایمکه تاکی
نگه به عربده، زان چشم میگسار برآید ۳
بغیر از اینکه به سرگشتگی جهان به سر آری
دگر چه کام دل از دور روزگار برآید؟ ۴
چه آتشی ست حزین ، این که در جگر زده عشقت؟
به یک صفیر تو، دود از دل بهار برآید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۹ - خرامد یار من مستانه هر راهی دچار آید
گوهر بعدی:شماره ۴۹۱ - نسیم حالت آور، پای کوبان، تردماغ آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.