خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات متناقض خود در برابر زیباییهای طبیعت و زندگی سخن میگوید. او از ریزش مژهها، سایهٔ ابر بهاری، و حضور دوستان اهل دل لذت میبرد، اما در عین حال از افسردگی و گریههای بیاختیار نیز سخن میگوید. شاعر میان ناخوشی و خوشی در نوسان است و در نهایت دلش به خواستهٔ خداوند خوش است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به احساسات پیچیده مانند افسردگی و نوسان بین خوشی و ناخوشی، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۵۶۴ - دارم ز ریزش مژه، جیب و کنار خوش
دارم ز ریزش مژه، جیب و کنار خوش
باشد چمن به سایهٔ ابر بهار خوش ۱
چون شیشهی شکسته، در افسرده انجمن
می آیدم ز گریهٔ بی اختیار خوش ۲
هر جا معاشران تو باشند اهل دل
مستی خوش است و زهد خوش است و خمار خوش ۳
از دیده ام قدم مکش ای نازنین نهال
سرو سهی بود به لب جویبار خوش ۴
در گیر و دار ناخوش و خوش نیستم حزین
باشد دلم به خواستهٔ کردگار خوش ۵
باشد چمن به سایهٔ ابر بهار خوش ۱
چون شیشهی شکسته، در افسرده انجمن
می آیدم ز گریهٔ بی اختیار خوش ۲
هر جا معاشران تو باشند اهل دل
مستی خوش است و زهد خوش است و خمار خوش ۳
از دیده ام قدم مکش ای نازنین نهال
سرو سهی بود به لب جویبار خوش ۴
در گیر و دار ناخوش و خوش نیستم حزین
باشد دلم به خواستهٔ کردگار خوش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۳ - گر نشد جان و دلم از رخ زیبای تو خوش
گوهر بعدی:شماره ۵۶۵ - برقع طرف نگردد، با آتشین عذارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.