هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از بیتوجهی معشوق، درد فراق و امید به وصال سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند توبه، غم و شادی، و طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
شماره ۵۷۶ - یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
یک دم به مزد دیده شب زنده دار خویش
می خواستم چو اشک تو را در کنار خویش ۱
رنگین نگشت تیغ نگاهت زخون ما
آخر شکسته رنگی ما کرد کار خویش ۲
چون در امید وعدهٔ وصلت سفید شد
کردم ز چشم خویش چو عبهر، بهار خویش ۳
دارم امید منزلتی از دلت هنوز
بر سنگ می زنم چو گهر اعتبار خویش ۴
هرگز کمی نمی کشم از دشمن غیور
بر دیده سپهر نشانم غبار خوبش ۵
ما غسل توبه را به شط باده می کنیم
از بس که تشنه ایم به خون خمار خویش ۶
ای مست ناز، طعن اسیری مزن به ما
از خویش غافلی که نگشتی شکار خویش ۷
ما و بهار، عالم افسرده را حزین
داریم تازه، از نفس مشکبار خویش ۸
می خواستم چو اشک تو را در کنار خویش ۱
رنگین نگشت تیغ نگاهت زخون ما
آخر شکسته رنگی ما کرد کار خویش ۲
چون در امید وعدهٔ وصلت سفید شد
کردم ز چشم خویش چو عبهر، بهار خویش ۳
دارم امید منزلتی از دلت هنوز
بر سنگ می زنم چو گهر اعتبار خویش ۴
هرگز کمی نمی کشم از دشمن غیور
بر دیده سپهر نشانم غبار خوبش ۵
ما غسل توبه را به شط باده می کنیم
از بس که تشنه ایم به خون خمار خویش ۶
ای مست ناز، طعن اسیری مزن به ما
از خویش غافلی که نگشتی شکار خویش ۷
ما و بهار، عالم افسرده را حزین
داریم تازه، از نفس مشکبار خویش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۵ - بستم کمر چو عنقا در بی نشانی خویش
گوهر بعدی:شماره ۵۷۷ - فکندم دل به کوثر از زلال لعل نوشینش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.