هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق میپردازد. در آن از تشبیهات زیبایی مانند موج و باده، تیر غمزه و قاتل حزین استفاده شده است. شاعر از بیوفایی معشوق و رنجهای عشق شکایت میکند، اما در عین حال به ستایش معشوق و جذابیتهای او نیز میپردازد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین برخی از واژگان و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۵۸۰ - چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
بود میخانه زیر دست مژگان سیه مستش ۱
چو آن کافر که اسلام آورد از بی نواییها
ره دین می رود زاهد، که دنیا نیست در دستش ۲
گذر کرد از گلویم ناوکش چون قطرهٔ آبی
چه منّتهاست برگردن مرا از صافی شستش ۳
به امّید نگاهی دل به دنبالش فرستادم
به تیر غمزه نامهربان، آن بی وفا خستش ۴
چه لذت بود از قاتل حزین نیم بسمل را
که در خون می تپید و آفرین می گفت بر دستش؟ ۵
بود میخانه زیر دست مژگان سیه مستش ۱
چو آن کافر که اسلام آورد از بی نواییها
ره دین می رود زاهد، که دنیا نیست در دستش ۲
گذر کرد از گلویم ناوکش چون قطرهٔ آبی
چه منّتهاست برگردن مرا از صافی شستش ۳
به امّید نگاهی دل به دنبالش فرستادم
به تیر غمزه نامهربان، آن بی وفا خستش ۴
چه لذت بود از قاتل حزین نیم بسمل را
که در خون می تپید و آفرین می گفت بر دستش؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۹ - قیامت شد به پا از جلوه نوخیز شمشادش
گوهر بعدی:شماره ۵۸۱ - هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.