خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی، با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند شمع، پروانه و آتش، به توصیف عشق و فداکاری می‌پردازد. شاعر از عشق و سوزش درونی خود سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند فداکاری، رسوایی، شرم و پشیمانی اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی استعاره‌ها و مفاهیم مانند رسوایی و سوزش درونی نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۵۹۱ - ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع

ای نثار ره تیغ تو سرافشانی شمع
داغ سودای تو آرایش پیشانی شمع ۱

تا سحر در حرم وصل تو پا بر جا بود
کس درین بزم ندیدم به گرانجانی شمع ۲

آنقدر ضبط زبان کردکه در بزم تو سوخت
رشک می آیدم از طرز سخندانی شمع ۳

خوش به آرام ازین مرحله در شبگیر است
سفر از خود نتوان کرد به آسانی شمع ۴

عرق شرم فرو ریزدش از پیشانی
خجل از روی تو شد چهره نورانی شمع ۵

سودی از سوختن خرمن پروانه نکرد
لب گزیدن بود آثار پشیمانی شمع ۶

پرده پوشی نتوان کرد به رسوایی ما
که لباسی نشود جامه عریانی شمع ۷

غم و شادی همه یک کاسه کند آتش عشق
گریه ناکی نتوان یافت به خندانی شمع ۸

فکر آن است که در پای تو ریزد جان را
می توان یافتن، از سر به گریبانی شمع ۹

شب چو سازد گل روی تو رقم پردازم
بر سر خامه زنم لالهٔ نعمانی شمع ۱۰

ما و دلدار ز یک شعله کبابیم حزین
سوخت پروانهٔ ما را غم پنهانی شمع ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۹۰ - رخ برفروختی، زدی آتش به جان شمع
گوهر بعدی:شماره ۵۹۲ - کرده عشق شعله خو ب بشه درجانم چو شمع
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.