خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از درد و رنج عاشقانه، فراق و جنون سخن می‌گوید. شاعر با تصاویری مانند خون جگر، پنبهٔ داغ، میکدهٔ درد و... احساسات آشفته و دل آزرده خود را بیان می‌کند. او از بی‌کسی در رنج خود می‌نالد و فراق را پرآشوب‌تر از عشق می‌داند. همچنین، اشاره‌ای به سرگشتگی و گم‌گشتگی در راه زندگی دارد.

مفاهیم عمیق عاشقانه، درد و رنج، و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خون جگر' و 'پنبهٔ داغ' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۶۳۹ - سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم

سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم
گلرنگ تر از لاله بود پنبهٔ داغم ۱

در میکدهٔ درد، چو من نیست حریفی
جوشد ز لب خویش چو تبخاله ایاغم ۲

دارم دلی آزرده تر از خاطر مجنون
آشفته تر از طرهٔ لیلی ست دماغم ۳

تا شور جنون داشت دلم، درد یکی بود
از عشق، پرآشوبتر افتاد فراغم ۴

سرگشتگیم برد ز ره راهنما را
صد خضر درین بادیه گم شد به سراغم ۵

منقار بریدند ز مرغان چمن سیر
خاطر چه گشاید ز نوا سنجی زاغم ۶

افزود حزین آتشم افسانهٔ ناصح
چون لاله ازین باد برافروخت چراغم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۸ - بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
گوهر بعدی:شماره ۶۴۰ - ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.