هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و آرزوهای خود سخن میگوید. او تمایل دارد برای معشوق خود همه چیز را فدا کند، حتی اگر به معنای رها کردن باورهای مذهبی باشد. همچنین، او از روزهای خوش گذشته و عشق بیپروای خود یاد میکند و در پایان، از ناامیدی و انتظار برای دیدار معشوق مینالد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و برخی اشارات به تضاد بین عشق و باورهای مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۶۴۴ - به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
به دست آسمان یک ساغر سرشار می دادم ۱
اگر اسلام را می بود ربطی با سر زلفش
ز زاهد می گرفتم سبحه و زنّار می دادم ۲
نهال طالعم روزی گل عشرت به سر میزد
که در خون ناوکت را غوطه تا سوفار می دادم ۳
خوشا روزی که از بی باکی عشق تو چون جوهر
رگ جان را به تیغ غمزه خونخوار می دادم ۴
حزین ، امشب نمی دانم تسلّی چون کنم دل را
اگر می کرد باور، وعدهٔ دیدار می دادم ۵
به دست آسمان یک ساغر سرشار می دادم ۱
اگر اسلام را می بود ربطی با سر زلفش
ز زاهد می گرفتم سبحه و زنّار می دادم ۲
نهال طالعم روزی گل عشرت به سر میزد
که در خون ناوکت را غوطه تا سوفار می دادم ۳
خوشا روزی که از بی باکی عشق تو چون جوهر
رگ جان را به تیغ غمزه خونخوار می دادم ۴
حزین ، امشب نمی دانم تسلّی چون کنم دل را
اگر می کرد باور، وعدهٔ دیدار می دادم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۳ - برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
گوهر بعدی:شماره ۶۴۵ - چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.