خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از دوری و فراق مینالد، ولی در عین حال عشق و اشتیاق فراوانی دارد. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی الهامبخش و رازآلود یاد میکند و از تأثیرات آن بر روح و جان خود سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شماره ۶۵۱ - از خاک آستانت تا دیده دور دارم
از خاک آستانت تا دیده دور دارم
جان بی قرار دارم، دل بی حضور دارم ۱
افسانهٔ لب توست، رازی که می سرایم
پیغامی از زبانت، چون نخل طور دارم ۲
تو مهر دل فروزی، من ماه جان گدازم
تا در مقابلی تو، در دیده نور دارم ۳
چل سال شدکه پایم در خارزار گیتی ست
در دل غبار کلفت، زین راه دور دارم ۴
افشاند ساقی عشق، ته جرعه ای به خاکم
دل غرق شوق دارم، سر، مست شور دارم ۵
رفتی و در تب و تاب، انداختی حزین را
بازآ که در فراقت، دل ناصبور دارم ۶
جان بی قرار دارم، دل بی حضور دارم ۱
افسانهٔ لب توست، رازی که می سرایم
پیغامی از زبانت، چون نخل طور دارم ۲
تو مهر دل فروزی، من ماه جان گدازم
تا در مقابلی تو، در دیده نور دارم ۳
چل سال شدکه پایم در خارزار گیتی ست
در دل غبار کلفت، زین راه دور دارم ۴
افشاند ساقی عشق، ته جرعه ای به خاکم
دل غرق شوق دارم، سر، مست شور دارم ۵
رفتی و در تب و تاب، انداختی حزین را
بازآ که در فراقت، دل ناصبور دارم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۰ - ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
گوهر بعدی:شماره ۶۵۲ - خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.