هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی بیانگر درد عشق ناکام، ناامیدی از روزگار و پشیمانی از توبه است. شاعر از یار بیرحم، روزگار سخت و ناکامیهای زندگی شکایت میکند و به شراب و عشق پناه میبرد. او از گذشت عمر بدون رسیدن به مقصود عشق و آزادی از غم میگوید و در نهایت، زندگی را به شبی در عشق بتگونه تشبیه میکند.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند ناامیدی، شکایت از زندگی و اشاره به مصرف شراب است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست و درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۶۵۷ - کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
خاک درکاسه ی بی مهری ایام کنیم ۱
ای خوش آن توبه که از پنبه ی مینای شراب
تار و پود کفن و جامه ی احرام کنیم ۲
یار بی رحم و فغان بی اثر، اقبال زبون
به چه تدبیر تسلّی، دل ناکام کنیم؟ ۳
از شراب نگهت قسمت پیمانهٔ ما
آنقدر نیست که خون در دل ایام کنیم ۴
عمررفت وسفر عشق به آخرنرسید
گریه آغاز، به ناکامی انجام کنیم ۵
بس که سودیم در آزادی از افسوس به هم
نیست بالی که نثار قدم دام کنیم ۶
پیش ما دلشدگان دولت جاوید حزین
صبح عمری ست که در عشق بتی شام کنیم ۷
خاک درکاسه ی بی مهری ایام کنیم ۱
ای خوش آن توبه که از پنبه ی مینای شراب
تار و پود کفن و جامه ی احرام کنیم ۲
یار بی رحم و فغان بی اثر، اقبال زبون
به چه تدبیر تسلّی، دل ناکام کنیم؟ ۳
از شراب نگهت قسمت پیمانهٔ ما
آنقدر نیست که خون در دل ایام کنیم ۴
عمررفت وسفر عشق به آخرنرسید
گریه آغاز، به ناکامی انجام کنیم ۵
بس که سودیم در آزادی از افسوس به هم
نیست بالی که نثار قدم دام کنیم ۶
پیش ما دلشدگان دولت جاوید حزین
صبح عمری ست که در عشق بتی شام کنیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵۶ - اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
گوهر بعدی:شماره ۶۵۸ - برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.