هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حزین لاهیجی، شور و شیدایی عشق را به تصویر میکشد. شاعر با اشاره به یار، بادهنوشی، و درد فراق، حالتی از بیقراری و شیفتگی را بیان میکند. او از عشق به عنوان یک فتنه یاد میکند که جان را اسیر خود کرده و در نهایت، به انتظار وصال یار نشسته است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به مینوشی و درد فراق، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
شماره ۶۷۱ - ما دامن وصل یار داریم
ما دامن وصل یار داریم
از هر دو جهان کنار داریم ۱
ساقی، قدحی می صبوحی
از بادهٔ شب خمار داریم ۲
شوریدگیی که در سر ماست
زان طرهٔ تابدار داریم ۳
در سینه خدنگهای کاری
زان غمزه جان شکار داریم ۴
این فتنه که روزگار ما راست
زان نرگس فتنه بار داریم ۵
از جلوهٔ حسن نو خط یار
طوفان گل و بهار داریم ۶
در خلوت خاک از تف دل
شمعی به سر مزار داریم ۷
دادیم قرار عشق با خود
جان و دل بی قرار داریم ۸
در راه تو بی وفا نشستیم
عمریست که انتظار داریم ۹
از مهر غم تو را، به از دل
در سینهٔ داغدار داریم ۱۰
جان گشته حزین اسیر غربت
ما آینه در غبار داریم ۱۱
از هر دو جهان کنار داریم ۱
ساقی، قدحی می صبوحی
از بادهٔ شب خمار داریم ۲
شوریدگیی که در سر ماست
زان طرهٔ تابدار داریم ۳
در سینه خدنگهای کاری
زان غمزه جان شکار داریم ۴
این فتنه که روزگار ما راست
زان نرگس فتنه بار داریم ۵
از جلوهٔ حسن نو خط یار
طوفان گل و بهار داریم ۶
در خلوت خاک از تف دل
شمعی به سر مزار داریم ۷
دادیم قرار عشق با خود
جان و دل بی قرار داریم ۸
در راه تو بی وفا نشستیم
عمریست که انتظار داریم ۹
از مهر غم تو را، به از دل
در سینهٔ داغدار داریم ۱۰
جان گشته حزین اسیر غربت
ما آینه در غبار داریم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۰ - بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۲ - لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.