هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، مستی، و دیوانگی سخن میگوید. او با اشاره به مفاهیمی مانند مسیحا، کفر، و تقوا، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از رهایی از هشیاری و غم میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به کفر و مستی نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.
شماره ۶۷۲ - لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
با نرگس مست تو هشیار چرا باشم؟ ۱
من کافر زنّاری، زلف تو به دلداری
سر رشته به دستم داد بیکار چرا باشم؟ ۲
آمیخته شمع وگل با بلبل و پروانه
تنها من دیوانه بی یار چرا باشم؟ ۳
مستانه خرامیدی، مستی ره هوشم زد
در خواب تو را دیدم، بیدار چرا باشم؟ ۴
عشق آمد و خونم ریخت، سرسبز نگردم چون؟
غم مرهم دلها شد افگار چرا باشم؟ ۵
زد جان حزین من، چون جام نگاهت را
تقوی به چه کار آید، هشیار چرا باشم؟ ۶
با نرگس مست تو هشیار چرا باشم؟ ۱
من کافر زنّاری، زلف تو به دلداری
سر رشته به دستم داد بیکار چرا باشم؟ ۲
آمیخته شمع وگل با بلبل و پروانه
تنها من دیوانه بی یار چرا باشم؟ ۳
مستانه خرامیدی، مستی ره هوشم زد
در خواب تو را دیدم، بیدار چرا باشم؟ ۴
عشق آمد و خونم ریخت، سرسبز نگردم چون؟
غم مرهم دلها شد افگار چرا باشم؟ ۵
زد جان حزین من، چون جام نگاهت را
تقوی به چه کار آید، هشیار چرا باشم؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۱ - ما دامن وصل یار داریم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۳ - شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.