هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از درد فراق و عشق سخن می‌گوید. او از تأثیر عشق بر خود و دیگران می‌گوید و از حال پریشان و دل خونین خود شکایت می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند گلستان، غنچه، لیلی و مجنون، و زلف و زنجیر، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۶۷۵ - گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم

گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
به گوش غنچه گستاخ است گلبانگ پریشانم ۱

اثر در زلف لیلی می کند آشوب زنجیرم
نمک بر زخم مجنون می زند شور بیابانم ۲

سفال چرخ را بخشد طراوت دود آه من
ز جوی شعله های سینه سیراب است ربحانم ۳

ورق گردانی باد بهاران فیضها دارد
که هر دم با جنون تازه ای دست و گریبانم ۴

جدایی دیده ام ای همنشین، حالم چه می پرسی؟
دماغ آشفته ام، خونین دلم، خاطر پریشانم ۵

عجب نبود که مقبول مغان افتد نیاز من
درین دیر کهن دیری ست پیر یا صنم خوانم ۶

لب شکرم که از فیض ستم دارم گل افشانی
گل زخمم که از سیرابی تیغ تو خندانم ۷

نمک پروردهٔ زخم نمایان دل ریشم
به شور عشق افسون می دمد چاک گریبانم ۸

حزین از نوش و نیش کفر و ایمانم چه می پرسی؟
به هر کیشی که فرماید محبّت بنده فرمانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۷۴ - ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۶ - ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.