هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رهایی و آزادی خود از محیطی تاریک و پست سخن میگوید. او خود را به شمعی روشنگر، شبنمی جذبشده به خورشید، و موجی رها از دریا تشبیه میکند و تأکید میکند که با عزت و پاکی از دنیایی پست جدا شده است. در نهایت، او از هدر رفتن عمر خود در جمع نابینایان اظار میکشد و با اعلام خروج از دنیای دونپرور، احساس رهایی خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، انتقادهای پنهان در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۶۷۶ - ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
به پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم ۱
چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانش
سبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم ۲
به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پایی
چو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم ۳
نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکم
ازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم ۴
چو شمع بزم کوران تا به کی بیهوده بگدازم؟
حزین ، از کشور گردون دون پرور برون رفتم ۵
به پای خود به این شهر آمدم با سر برون رفتم ۱
چو آن شبنم که گیرد جذبهٔ خورشید دامانش
سبکروحانه بی امداد بال و پر برون رفتم ۲
به من نگذاشت دوران سبک سر، قوّت پایی
چو موج از سینه، زین دریای بی لنگر برون رفتم ۳
نگشت آلودهٔ پستیِّ همّت دامن پاکم
ازین عالم چو خورشید بلند اختر برون رفتم ۴
چو شمع بزم کوران تا به کی بیهوده بگدازم؟
حزین ، از کشور گردون دون پرور برون رفتم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۵ - گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
گوهر بعدی:شماره ۶۷۷ - به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.