هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مینوشی و مستی به عنوان نمادی برای رهایی از دغدغههای دنیوی و رسیدن به وصال معشوق استفاده میکند. شاعر از هشیاری دوری میکند و آرزوی رهایی از قیدوبندهای دنیا را دارد. در نهایت، او دولت حقیقی را در خاک پای یار میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و استعارههای شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۶۸۴ - ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
آنقدر می به قدح ریز که سرشار شویم ۱
خبر از وضع جهان مرده دلی می آرد
مصلحت نیست درین مرحله هشیار شویم ۲
ای خوش آن روز که دین در سر زلف تو کنیم
فارغ از کشمکش سبحه و زنّار شویم ۳
نشکند بادهٔ گلرنگ خماری که مراست
ای خوش آن روز که مست از می دیدار شویم ۴
دولت هر دو جهان خواب و خیال است حزین
دولت آن است که خاک قدم یار شویم ۵
آنقدر می به قدح ریز که سرشار شویم ۱
خبر از وضع جهان مرده دلی می آرد
مصلحت نیست درین مرحله هشیار شویم ۲
ای خوش آن روز که دین در سر زلف تو کنیم
فارغ از کشمکش سبحه و زنّار شویم ۳
نشکند بادهٔ گلرنگ خماری که مراست
ای خوش آن روز که مست از می دیدار شویم ۴
دولت هر دو جهان خواب و خیال است حزین
دولت آن است که خاک قدم یار شویم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۳ - چقدر حوصله باید که گداز آموزم
گوهر بعدی:شماره ۶۸۵ - در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.