هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و غمهای خود میگوید و بیان میکند که چگونه با وجود دردها، سعی در پنهان کردن آنها داشته است. او از زندگی گدایانه و بیاعتنایی به نعمتهای دنیوی سخن میگوید و با اشاره به مینوشی و خرابات، به نوعی رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند. در نهایت، او از شستشوی دلق آلوده خود از زهد خشک سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و غمانگیز است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشارههایی به مینوشی و خرابات دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۶۹۰ - در غمت ترک گفتگو کردم
در غمت ترک گفتگو کردم
دهن زخم را رفو کردم ۱
هر چه می گفت از غمت شد راست
با تو دل را چو روبه رو کردم ۲
من گدای در خراباتم
هر چه دادند در کدو کردم ۳
سیر چشمم ز نعمت دو جهان
خاک در چشم آرزو کردم ۴
مغزم آشفته تر شد از دستار
دهن شیشه را چو بوکردم ۵
مجلس باده شاهدی می خواست
دست درگردن سبوکردم ۶
به می از لوث زهد خشک حزین
دلق آلوده شستشو کردم ۷
دهن زخم را رفو کردم ۱
هر چه می گفت از غمت شد راست
با تو دل را چو روبه رو کردم ۲
من گدای در خراباتم
هر چه دادند در کدو کردم ۳
سیر چشمم ز نعمت دو جهان
خاک در چشم آرزو کردم ۴
مغزم آشفته تر شد از دستار
دهن شیشه را چو بوکردم ۵
مجلس باده شاهدی می خواست
دست درگردن سبوکردم ۶
به می از لوث زهد خشک حزین
دلق آلوده شستشو کردم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۹ - هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
گوهر بعدی:شماره ۶۹۱ - ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.