خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر عشقی عمیق و آتشین است که با رنج و ویرانی همراه شده است. شاعر از عشق خود به عنوان یک نیروی ویرانگر و در عین حال حیاتبخش یاد می‌کند که باعث رشد و نمو می‌شود، حتی پس از مرگ. او از درد و سوزش عشق می‌گوید و این که عشق او را به دیوانگی کشانده است. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند لاله‌زار، سمندر، سیلاب و میخانه است که همگی بر شدت و عمق عشق او تأکید دارند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و مفاهیم مانند مرگ و دیوانگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۷۱۹ - عمارت برنمی تابم، ملامتخانه ی عشقم

عمارت برنمی تابم، ملامتخانه ی عشقم
نمی خواهد کسی آبادیم، ویرانهٔ عشقم ۱

ز داغ سینه دارم لاله زاری در کنار خود
ز سوز دل سمندر ساز آتشخانه عشقم ۲

پس از مرگ از زمین مرقدم مردم گیا روید
مرا هرگز نسازد خاک پنهان، دانهٔ عشقم ۳

قدم گر می کشد اشک از برم، سیلاب می آید
خرابی می کند تعمیر من، کاشانهٔ عشقم ۴

بدایت نیست سیرم را، نهایت نیست شوقم را
مپرس آغاز و انجام مرا افسانهٔ عشقم ۵

گناه من چه باشد وز ثواب من چه می آید
قلم در کش بد و نیک مرا، دیوانه عشقم ۶

حزین از نشئه سر جوش معنی نیستم خالی
تهی هرگز نمی گردم ز می، میخانه ی عشقم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۱۸ - نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۰ - فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.