هوش مصنوعی:
این شعر از حزین لاهیجی، شاعر ایرانی، بیانگر فروختن ارزشهای معنوی و عاطفی در برابر عشق و رنجهای دنیوی است. شاعر از فروختن ایمان، دل، آرامش و حتی عزت نفس در راه عشق و رنجهای زندگی سخن میگوید. این متن پر از استعارهها و تصاویر شعری است که عمق احساسات و دردهای درونی شاعر را نشان میدهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۲۳ - ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
ارزان به تیغ غمزه رگ جان فروختیم ۱
رنج تو بود راحت ما دل فتادگان
ای زهد، مژده باد که ایمان فروختیم ۲
دادیم گرد هستی خود را به سیل اشک
ویرانه ای که بود به طوفان فروختیم ۳
کالای زشت نیست پسند مبصّران
آگاهی ای که بود به نسیان فروختیم ۴
چیزی که داشت سعی تهیدست در بساط
پای شکسته بود به دامان فروختیم ۵
آبادی خرابه دنیا که می کند؟
این عشوه خانه را به بخیلان فروختیم ۶
مرهم بهای مهر طبیبان که می دهد؟
ناسور داغ را به نمکدان فروختیم ۷
بردیم نقد حسرت و دادیم دل به تو
خاطر گران مدار که ارزان فروختیم ۸
غفلت علاج تفرقهٔ روزگار بود
مژگان اگر به خواب پریشان فروختیم ۹
گرید به حال سینهٔ ناپخته، کار دل
ما این تنور سرد به طوفان فروختیم ۱۰
کاسد شدهست در همه بازار جنس ناز
از بس که دین به گبر و مسلمان فروختیم ۱۱
اندوه روزگار، سویدای دل گرفت
آخر به دیو خاتم فرمان فروختیم ۱۲
عزت که بود موهبت کبریا حزین
مشکل به دست آمد و آسان فروختیم ۱۳
ارزان به تیغ غمزه رگ جان فروختیم ۱
رنج تو بود راحت ما دل فتادگان
ای زهد، مژده باد که ایمان فروختیم ۲
دادیم گرد هستی خود را به سیل اشک
ویرانه ای که بود به طوفان فروختیم ۳
کالای زشت نیست پسند مبصّران
آگاهی ای که بود به نسیان فروختیم ۴
چیزی که داشت سعی تهیدست در بساط
پای شکسته بود به دامان فروختیم ۵
آبادی خرابه دنیا که می کند؟
این عشوه خانه را به بخیلان فروختیم ۶
مرهم بهای مهر طبیبان که می دهد؟
ناسور داغ را به نمکدان فروختیم ۷
بردیم نقد حسرت و دادیم دل به تو
خاطر گران مدار که ارزان فروختیم ۸
غفلت علاج تفرقهٔ روزگار بود
مژگان اگر به خواب پریشان فروختیم ۹
گرید به حال سینهٔ ناپخته، کار دل
ما این تنور سرد به طوفان فروختیم ۱۰
کاسد شدهست در همه بازار جنس ناز
از بس که دین به گبر و مسلمان فروختیم ۱۱
اندوه روزگار، سویدای دل گرفت
آخر به دیو خاتم فرمان فروختیم ۱۲
عزت که بود موهبت کبریا حزین
مشکل به دست آمد و آسان فروختیم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۲۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲۲ - خشت خرد به روزنه قال می زنیم
گوهر بعدی:شماره ۷۲۴ - بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.