خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن با زبانی عاشقانه و دردآلود، از رنجهای درونی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد تا با حضور و توجه خود، دردهایش را تسکین دهد. او از مفاهیمی مانند داغ، خون، شمع، و اشک استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان نمادین ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۷۶۴ - هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
شوریدهٔ غمیم علاج دماغ کن ۱
داغ مرا ز یک نگه گرم برفروز
روغن ز خون شعله مرا درچراغ کن ۲
شمع توام، مباد گل جنّتم کنند
آن جبهه کش نیاز تو کردیم داغ کن ۳
یک برق جلوه زن به سیه خانهٔ دلم
در چشمم اشک راگهر شبچراغ کن ۴
گلزار داغ خرم و زخمم شکفته روست
یک ره ز چاک سینه درآ، گشتِ باغ کن ۵
واپس تر است هر که نهد پی شمرده تر
ای خضرِ راه،گم شدگان را سراغ کن ۶
کیفیّتی ست نالهٔ زار تو را حزین
زین خون چکان سرود، مرا تر دِماغ کن ۷
شوریدهٔ غمیم علاج دماغ کن ۱
داغ مرا ز یک نگه گرم برفروز
روغن ز خون شعله مرا درچراغ کن ۲
شمع توام، مباد گل جنّتم کنند
آن جبهه کش نیاز تو کردیم داغ کن ۳
یک برق جلوه زن به سیه خانهٔ دلم
در چشمم اشک راگهر شبچراغ کن ۴
گلزار داغ خرم و زخمم شکفته روست
یک ره ز چاک سینه درآ، گشتِ باغ کن ۵
واپس تر است هر که نهد پی شمرده تر
ای خضرِ راه،گم شدگان را سراغ کن ۶
کیفیّتی ست نالهٔ زار تو را حزین
زین خون چکان سرود، مرا تر دِماغ کن ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۳ - نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
گوهر بعدی:شماره ۷۶۵ - جانا میاموز، فارغ نشستن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.