هوش مصنوعی:
این شعر درباره عشق و رهایی از تعلقات دنیوی است. شاعر از گذشتن از خود و رسیدن به آزادی در وادی عشق سخن میگوید و اشاره میکند که عشق نیازمند فداکاری و رهایی از خویشتن است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۶۵ - جانا میاموز، فارغ نشستن
جانا میاموز، فارغ نشستن
باید دلی را از غمزه خستن ۱
بگذار ربزد آزادی اش خون
صیدی که آموخت از دام جستن ۲
در وادی عشق گام نخست است
از جان گذشتن، از جسم رستن ۳
چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ است
آلودگان را، زنار بستن ۴
در راه عشقت کار حزین است
از خویش رفتن بیخود نشستن ۵
باید دلی را از غمزه خستن ۱
بگذار ربزد آزادی اش خون
صیدی که آموخت از دام جستن ۲
در وادی عشق گام نخست است
از جان گذشتن، از جسم رستن ۳
چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ است
آلودگان را، زنار بستن ۴
در راه عشقت کار حزین است
از خویش رفتن بیخود نشستن ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۴ - هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
گوهر بعدی:شماره ۷۶۶ - ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.