هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلگونه است که در آن شاعر از عشق، زیبایی معشوق، درد دل و شکایت از بیوفایی سخن میگوید. تصاویر شاعرانه مانند گلاب، لاله، موی معشوق، شراب و... برای توصیف احساسات و حالات عاشقانه به کار رفته است. همچنین، شاعر از اضطراب، بیتابی و ناامیدی در عشق نیز مینالد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۱۶ - رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
چو لاله عارض گلبرگش آفتاب زده ۱
روان ز هر رگ مویش می مغانهٔ ما
سر از چغانه خوش و طره مشک ناب زده ۲
نهال سرشکن سرو قامتان چمن
خرام، سیل صفت راه صد خراب زده ۳
شکرشکن به سخن، درد دل شنو به وفا
نمک ز خنده به دلهای شیخ و شاب زده ۴
فکنده طره مشکین فروتر از سر دوش
لبش کرشمه فروش و نگه شراب زده ۵
به جلوه آتش دلها چو شعله در شب تار
ز حلقه حلقهٔ آن زلف پیچ و تاب زده ۶
گشود لب به سخن با من دل افتاده
نگه گشاده کمین، ابروان عتاب زده ۷
من از شکیب، تهی کیسه وضع و او می گفت
که ای وصال طلب، عاشق شتاب زده ۸
نمی توان ز بتان عاشقانه کام گرفت
به خون دیده و دل جوش اضطراب زده ۹
ازبن مکالمه طومار شکوه پیچیدم
قلم به حرف ستم های بی حساب زده ۱۰
میان شکر و شکایت به خود فرو رفتم
نهفته دست نهادم به دل، حجاب زده ۱۱
ز دیده و دل پر خون برون مباد حزین
خیال او که شبیخون به خیل خواب زده ۱۲
چو لاله عارض گلبرگش آفتاب زده ۱
روان ز هر رگ مویش می مغانهٔ ما
سر از چغانه خوش و طره مشک ناب زده ۲
نهال سرشکن سرو قامتان چمن
خرام، سیل صفت راه صد خراب زده ۳
شکرشکن به سخن، درد دل شنو به وفا
نمک ز خنده به دلهای شیخ و شاب زده ۴
فکنده طره مشکین فروتر از سر دوش
لبش کرشمه فروش و نگه شراب زده ۵
به جلوه آتش دلها چو شعله در شب تار
ز حلقه حلقهٔ آن زلف پیچ و تاب زده ۶
گشود لب به سخن با من دل افتاده
نگه گشاده کمین، ابروان عتاب زده ۷
من از شکیب، تهی کیسه وضع و او می گفت
که ای وصال طلب، عاشق شتاب زده ۸
نمی توان ز بتان عاشقانه کام گرفت
به خون دیده و دل جوش اضطراب زده ۹
ازبن مکالمه طومار شکوه پیچیدم
قلم به حرف ستم های بی حساب زده ۱۰
میان شکر و شکایت به خود فرو رفتم
نهفته دست نهادم به دل، حجاب زده ۱۱
ز دیده و دل پر خون برون مباد حزین
خیال او که شبیخون به خیل خواب زده ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۵ - در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
گوهر بعدی:شماره ۸۱۷ - رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.