هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر از ناامیدی، درد و رنج عاطفی است. شاعر از گسیختگی پیوندهای عاطفی، از دست دادن امید و ناتوانی در کنترل احساساتش سخن میگوید. تصاویری مانند گسیختن رگها، زنجیر و سررشتههای امید، نشاندهندهٔ آشفتگی درونی اوست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و روانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ احساسی بیشتری دارد.
شماره ۸۱۷ - رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
پیوند من ز جان شکیبا گسیخته ۱
یارای عقل نیست عنان داریم دگر
زنجیر من بهار به صحرا گسیخته ۲
الفت کم و غرور فراوان و عهد سست
سررشتهٔ امید ز صد جا گسیخته ۳
اشک روان به بوم و برم تا چها کند
سیلی چنین عنان مدارا گسیخته ۴
تا چند ساز ناله به کوه و کمر کنم
از زخمه ناخنم رگ خارا گسیخته ۵
طالع نگر گه با همه صدق و صفای دل
الفت میانهٔ من و مینا گسیخته ۶
در خاکمال عرصهٔ دنیا، دلم حزین
ماند به قطره ای که ز دریا گسیخته ۷
پیوند من ز جان شکیبا گسیخته ۱
یارای عقل نیست عنان داریم دگر
زنجیر من بهار به صحرا گسیخته ۲
الفت کم و غرور فراوان و عهد سست
سررشتهٔ امید ز صد جا گسیخته ۳
اشک روان به بوم و برم تا چها کند
سیلی چنین عنان مدارا گسیخته ۴
تا چند ساز ناله به کوه و کمر کنم
از زخمه ناخنم رگ خارا گسیخته ۵
طالع نگر گه با همه صدق و صفای دل
الفت میانهٔ من و مینا گسیخته ۶
در خاکمال عرصهٔ دنیا، دلم حزین
ماند به قطره ای که ز دریا گسیخته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۶ - رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
گوهر بعدی:شماره ۸۱۸ - به جلوه های رسا سرفراز می آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.