هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، شناخت، تجربه‌های روحانی و انتقاد از سطحی‌نگری می‌پردازد. شاعر از مخاطب می‌پرسد که چگونه می‌تواند درباره‌ی عشق و رنج‌های آن داوری کند، در حالی که خود تجربه‌ای از این مسیر نداشته است.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و نقدهای اجتماعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۲۴ - به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟

به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟
تو دل نداده ای، از دلستان چه می دانی؟ ۱

نگشته در رهِ یوسف، سفید دیده تو را
غبار رهگذر کاروان چه می دانی؟ ۲

چو طفل، در طلب مدّعا فشانی اشک
بهای این گهر رایگان چه می دانی؟ ۳

ز جا نرفته ای از جلوهٔ پریزادان
خرام آن نگهِ سرگران چه می دانی؟ ۴

مدام لعل لب خویش در دهن داری
حرارت جگر تشنگان چه می دانی؟ ۵

تو را که صیرفی عشق بر محک نزده ست
عیار چهرهٔ زرد خزان چه می دانی؟ ۶

حدیث زاهد دم سرد بسته گوشت را
ترانهٔ من آتش زبان چه می دانی؟ ۷

گرفته روزن گوشت به قیل و قال جدل
سخن سرایی این بی زبان چه می دانی؟ ۸

به چار موجهٔ اجزای خویش دربندی
حزین گوشه نشین را نشان چه می دانی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۲۳ - سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
گوهر بعدی:شماره ۸۲۵ - لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.