هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن میگوید. او از معشوق خود گلایه میکند و از نگاه بیپروای او مینالد. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از عشق و ایثار سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون شهیدان' و 'دردناک' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۸۳۶ - سرت گردم، نمی پرسی تو هم دیوانه ای داری؟
سرت گردم، نمی پرسی تو هم دیوانه ای داری؟
نه آخر ای چراغ چشم من، پروانه ای داری؟ ۱
نشد از یک نهانی دیدنی، برداری از خاکم
چه بی پروا نگاه آشنا بیگانه ای داری ۲
نمک در ساغر حسنت، نریزد شور محشر هم
که از خون شهیدان، هر طرف میخانهای داری ۳
نیم غمگین در میخانه را گر محتسب گِل زد
که در گردش ز چشم مست خود میخانه ای داری ۴
تو شمع بزم اغیاری و دل می سوزد از حسرت
نه آخر ای خرابت من، تو هم پروانه ای داری؟ ۵
اگر درکشور جانها، وگر درکعبه دلها
به هر جا هستی ای زیبا صنم، بتخانه ای داری ۶
بنازم ای خدنگ ناز، زور دست و بازو را
عجب در خاک و خون غلتاندن مردانه ای داری ۷
سپندآسا به رقص آورده ای ذرات عالم را
بنازم عشق، هی، خوش گرمی افسانه ای داری ۸
حزین دست کدامین بی مروّت داده ا ی دل را؟
که آه دردناک و نالهٔ مستانه ای داری ۹
نه آخر ای چراغ چشم من، پروانه ای داری؟ ۱
نشد از یک نهانی دیدنی، برداری از خاکم
چه بی پروا نگاه آشنا بیگانه ای داری ۲
نمک در ساغر حسنت، نریزد شور محشر هم
که از خون شهیدان، هر طرف میخانهای داری ۳
نیم غمگین در میخانه را گر محتسب گِل زد
که در گردش ز چشم مست خود میخانه ای داری ۴
تو شمع بزم اغیاری و دل می سوزد از حسرت
نه آخر ای خرابت من، تو هم پروانه ای داری؟ ۵
اگر درکشور جانها، وگر درکعبه دلها
به هر جا هستی ای زیبا صنم، بتخانه ای داری ۶
بنازم ای خدنگ ناز، زور دست و بازو را
عجب در خاک و خون غلتاندن مردانه ای داری ۷
سپندآسا به رقص آورده ای ذرات عالم را
بنازم عشق، هی، خوش گرمی افسانه ای داری ۸
حزین دست کدامین بی مروّت داده ا ی دل را؟
که آه دردناک و نالهٔ مستانه ای داری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳۵ - که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
گوهر بعدی:شماره ۸۳۷ - خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.