هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از بیوفایی و غفلت یار شکایت میکند. شاعر از نبود وفا، عشق و نشاط در رابطه گلایه میکند و یار را به بیوفایی متهم مینماید. او از رنجهای عاطفی و ناامیدیهای خود سخن میگوید و تأکید میکند که یارش دیگر آن شخصیت دوستداشتنی و همراه گذشته نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و شکایت از بیوفایی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری و زبان ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۸۵۹ - ز دل غافلی یار جانی نباشی!
ز دل غافلی یار جانی نباشی!
نداری وفا، زندگانی نباشی! ۱
به من هوش نگذاشت، دشنام تلخت
به لب، بادهٔ ارغوانی نباشی! ۲
به دیدارت، از عیش دنیا گذشتم
به رخ جنت جاودانی نباشی! ۳
به بیگانگیها، که از من مپوشان
به چشم آشنایی، فلانی نباشی! ۴
زگل بی بقاتر بود عهد سستت
نشاط بهار جوانی نباشی! ۵
نشاندی به خون از نگاهی حزین را
تو ای بی وفا، یار جانی نباشی! ۶
نداری وفا، زندگانی نباشی! ۱
به من هوش نگذاشت، دشنام تلخت
به لب، بادهٔ ارغوانی نباشی! ۲
به دیدارت، از عیش دنیا گذشتم
به رخ جنت جاودانی نباشی! ۳
به بیگانگیها، که از من مپوشان
به چشم آشنایی، فلانی نباشی! ۴
زگل بی بقاتر بود عهد سستت
نشاط بهار جوانی نباشی! ۵
نشاندی به خون از نگاهی حزین را
تو ای بی وفا، یار جانی نباشی! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۸ - دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی
گوهر بعدی:شماره ۸۶۰ - ای خستهٔ بی قرار چونی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.