خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که از استعاره‌های مختلفی مانند دست، ساغر، سبحه و غیره برای بیان احساسات عمیق و روحانی استفاده می‌کند. شاعر از درد عشق، فراق و امید به وصال سخن می‌گوید و در برخی ابیات به مفاهیم عرفانی مانند دعا و عصیان اشاره می‌کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

مشاهده کامل

شماره ۸۶۷ - به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی

به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی
به چاک سینه دارد غمزه دستی، در رفو دستی ۱

خوشا عهدی که با کوتاه دستان، لطفها بودش
حمایل داشتم در گردن آن تندخو دستی ۲

کدامین دست، خالی داشتم تا سبحه گردانم؟
که دستی رهن ساغر بود و در دست سبو دستی ۳

دل مجروح را، شور قیامت در گریبان کن
سرت گردم، بکش گاهی، به زلف مشکبو دستی ۴

سراپا ناز من، از تربتم دامنکشان مگذر
مبادا غافل از خاکم، برآرد آرزو دستی ۵

زکم ظرفی به یک ساغر، خمارم نشکند چون گل
بود در خم مرا پیوسته دستی، در کدو دستی ۶

کفم را در دعا، وصل تمنّا مدعا نبود
حزین از شرم عصیان، می گذارم پیش رو دستی ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۶ - طبیب من، حرا از خسته جان خود نمی پرسی؟
گوهر بعدی:شماره ۸۶۸ - بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.