خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان فردی خطاب به ساقی سروده شده است که در آن از می، عشق، و جلوههای زیبایی طبیعت سخن میگوید. شاعر از ساقی میخواهد که جامی بیاورد، از زهد خشک دوری کند، و به زیبایی و عشق روی آورد. همچنین، اشارههایی به بهار، گل، و بوی خوش دارد که فضایی شاد و روحنواز ایجاد میکند.
این شعر دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح داشته باشد. همچنین، اشاره به مینوشی و مفاهیم مرتبط با آن، مناسبتر است برای سنین بالاتر که درک بهتری از این مفاهیم دارند.
شماره ۸۶۹ - ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
گرد سرت بگردم، جامی بیار، ساقی ۱
برخیز و جلوه سرکن، بگشای جعد مشکین
باد از دم بهاران، شد مشکبار، ساقی ۲
ساغر بده که آید، آبی به روی کارم
از زهد خشک دارم، بر دل غبار، ساقی ۳
از شیوهٔ نگاهت، وز جلوهٔ جمالت
می در پیاله دارم، گل در کنار ساقی ۴
اوراق زهد و تقوا، بر باد ده حزین را
از خون توبهٔ ما، بشکن خمار، ساقی ۵
گرد سرت بگردم، جامی بیار، ساقی ۱
برخیز و جلوه سرکن، بگشای جعد مشکین
باد از دم بهاران، شد مشکبار، ساقی ۲
ساغر بده که آید، آبی به روی کارم
از زهد خشک دارم، بر دل غبار، ساقی ۳
از شیوهٔ نگاهت، وز جلوهٔ جمالت
می در پیاله دارم، گل در کنار ساقی ۴
اوراق زهد و تقوا، بر باد ده حزین را
از خون توبهٔ ما، بشکن خمار، ساقی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۸ - بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی
گوهر بعدی:شماره ۸۷۰ - ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.