هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند نور، عشق، جدایی، وصال، بیخودی و رهایی از قید و بندهای دنیوی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نوری که دو عالم را روشن میکند سخن میگوید و از هجران و درد فراق شکوه میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند پرواز روح، بیخودی عرفانی و رهایی از دغدغههای دنیوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و انتزاعی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۸۷۴ - توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
چه خواهد شد سرت گردم، شب ما را سحر باشی؟ ۱
دو عالم از فروغ روی او، یک چشم بینا شد
نبینی روی هجران را، اگر صاحب نظر باشی ۲
سروش مقدم جانان رسید، از بال پروازت
مرا ای هدهد جان زنده کردی، خوش خبر باش ۳
برآ از خود، فضای بیخودی را هم تماشا کن
چرا چون برق، درقید حیات مختصر باشی؟ ۴
سَرِ پایی بزن مستانه، سامان دو عالم را
چرا از فکر صندل، در خمار دردسر باشی؟ ۵
پریشانی بود موج خطر، پرشور دریا را
کنی گردآوری گر قطرهٔ خود را، گهر باشی ۶
حزین ، افشاندن دامن، ندارد این قدر کاری
برای خردهٔ جان، چند لرزان، چون شرر باشی؟ ۷
چه خواهد شد سرت گردم، شب ما را سحر باشی؟ ۱
دو عالم از فروغ روی او، یک چشم بینا شد
نبینی روی هجران را، اگر صاحب نظر باشی ۲
سروش مقدم جانان رسید، از بال پروازت
مرا ای هدهد جان زنده کردی، خوش خبر باش ۳
برآ از خود، فضای بیخودی را هم تماشا کن
چرا چون برق، درقید حیات مختصر باشی؟ ۴
سَرِ پایی بزن مستانه، سامان دو عالم را
چرا از فکر صندل، در خمار دردسر باشی؟ ۵
پریشانی بود موج خطر، پرشور دریا را
کنی گردآوری گر قطرهٔ خود را، گهر باشی ۶
حزین ، افشاندن دامن، ندارد این قدر کاری
برای خردهٔ جان، چند لرزان، چون شرر باشی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷۳ - من صیدم و دام، زندگانی
گوهر بعدی:شماره ۸۷۵ - با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.