خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از عشق نافرجام و دردهای عاطفی خود سخن میگوید. او از افسونهای معشوق، نالههای دلخراش و رنجهای عشق یاد میکند و به شرایطی اشاره میکند که در آن معشوق او را فراموش کرده و به دیگران توجه نشان میدهد.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۸۸۳ - به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
چه می کردم، اگر با او مراهم یاد می کردی؟ ۱
خوشا روزی که هر کس غیر من بودی گرفتارت
به گرد دام، می گرداندی و آزاد می کردی ۲
به گلشن رفتم و از نونهالان جلوهها دیدم
اگر می آمدی، خون در دل شمشاد می کردی ۳
زرشک امشب نم دردیده سودی خواب شیرین را
مگر من مرده ام کافسانهٔ فرهاد می کردی؟ ۴
چه خاموشی حزین ! آن ناله های دلخراشت کو؟
که در دام و قفس، خون در دل صیاد می کردی ۵
چه می کردم، اگر با او مراهم یاد می کردی؟ ۱
خوشا روزی که هر کس غیر من بودی گرفتارت
به گرد دام، می گرداندی و آزاد می کردی ۲
به گلشن رفتم و از نونهالان جلوهها دیدم
اگر می آمدی، خون در دل شمشاد می کردی ۳
زرشک امشب نم دردیده سودی خواب شیرین را
مگر من مرده ام کافسانهٔ فرهاد می کردی؟ ۴
چه خاموشی حزین ! آن ناله های دلخراشت کو؟
که در دام و قفس، خون در دل صیاد می کردی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۲ - کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
گوهر بعدی:شماره ۸۸۴ - مست صهبای الستم یللی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.