هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از مستی و عشق الهی سخن میگوید، از رهایی از قفس تن و رسیدن به خلوت با معشوق حقیقی. او از بیگانگی با خود و رهایی از اختلاط با غیر میگوید و اعلام میکند که از حجاب جسم بیرون آمده و در سماع عشق، به کام دل نشسته است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند 'مستی' و 'خرابات' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۸۴ - مست صهبای الستم یللی
مست صهبای الستم یللی
از می توحید مستم یللی ۱
حبس تن بر مرغ روحم تنگ بود
این قفس، در هم شکستم یللی ۲
کس به من، بیگانه تر از من نبود
ز اختلاط غیر، رستم یللی ۳
چون دل من خلوت خاص تو بود
در به روی غیر بستم یللی ۴
هیچ نقصانی مرا از مرگ نیست
آنچه بودم باز هستم یللی ۵
از حجاب جسم بیرون آمدم
آخر این سد را شکستم یللی ۶
در سماع عشق، محفل گرم بود
چون سپند از جای جستم یللی ۷
در خرابات مغان، بیخود حزین
خوش به کام دل نشستم یللی ۸
از می توحید مستم یللی ۱
حبس تن بر مرغ روحم تنگ بود
این قفس، در هم شکستم یللی ۲
کس به من، بیگانه تر از من نبود
ز اختلاط غیر، رستم یللی ۳
چون دل من خلوت خاص تو بود
در به روی غیر بستم یللی ۴
هیچ نقصانی مرا از مرگ نیست
آنچه بودم باز هستم یللی ۵
از حجاب جسم بیرون آمدم
آخر این سد را شکستم یللی ۶
در سماع عشق، محفل گرم بود
چون سپند از جای جستم یللی ۷
در خرابات مغان، بیخود حزین
خوش به کام دل نشستم یللی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸۳ - به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
گوهر بعدی:شماره ۸۸۵ - بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.