هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و عشق شدید است. شاعر از جدایی از معشوق و تأثیر عمیق این عشق بر روح و جان خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به داستان حضرت یوسف و تأثیر بوی معشوق بر او دارد. در نهایت، شاعر از تأثیر موسیقی و زمزمههای عاشقانه بر روح خود یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و عشق شدید ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۰۰ - به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی ۱
مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را
هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی ۲
دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت
ازین گهر، صدفم را گرانبها کردی ۳
نماز زاهد افسرده می گذشت ز عرش
اگر به سرو قد یار، اقتدا کردی ۴
حزین ، به طرز نشید تو آفرین بادا
لبم به زمزمهٔ عشق، آشنا کردی ۵
به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی ۱
مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را
هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی ۲
دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت
ازین گهر، صدفم را گرانبها کردی ۳
نماز زاهد افسرده می گذشت ز عرش
اگر به سرو قد یار، اقتدا کردی ۴
حزین ، به طرز نشید تو آفرین بادا
لبم به زمزمهٔ عشق، آشنا کردی ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹۹ - کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
گوهر بعدی:شماره ۹۰۱ - نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.