هوش مصنوعی:
شاعر از دیدهٔ زار خود میپرسد که چه کاری میخواهد انجام دهد جز گریستن و اشک ریختن. او اشاره میکند که دیگر چیزی برای گریه کردن باقی نمانده است و از دیده میپرسد که چه میخواهد از او بگیرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
شماره ۲۲۱ - ای دیدهٔ زار من چه خواهی کردن؟
ای دیدهٔ زار من چه خواهی کردن؟
جز اشک نثار من چه خواهی کردن؟ ۱
با گریه نمانده است لخت جگری
در جیب و کنار من چه خواهی کردن؟ ۲
جز اشک نثار من چه خواهی کردن؟ ۱
با گریه نمانده است لخت جگری
در جیب و کنار من چه خواهی کردن؟ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۲۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - آن راحت جان و دل شیدایی من
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - صوفی، اگرت هوای کشف است و یقین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.