هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و از بیتوجهی او شکایت دارد. او معشوق را به کرم و رحمت فراوان توصیف میکند و امیدوار است که مورد لطف او قرار گیرد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۳۳۲ - ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
ای که بر دیدهٔ اغیار خرامی داری
یک ره، از ناز نگفتی که غلامی داری ۱
از خمار من خونابه گسارت چه غم است؟
تو که از لعل لب خویش، مدامی داری ۲
مثل خاصان نشماری من دل سوخته را
آخر ای ابر کرم، رحمت عامی داری ۳
یک ره، از ناز نگفتی که غلامی داری ۱
از خمار من خونابه گسارت چه غم است؟
تو که از لعل لب خویش، مدامی داری ۲
مثل خاصان نشماری من دل سوخته را
آخر ای ابر کرم، رحمت عامی داری ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - دارم گل زخمی به جگر تازه و تر، های
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - ای برق حسن، شعله به باغ که می زنی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.