هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از بیخوفی خود از آتش و مشکلات سخن میگوید و بر اهمیت میی بیغش و تأثیر آن در دفع غم تأکید دارد. همچنین، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از توانایی خود در غلبه بر مشکلات میگوید.
رده سنی:
18+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و همچنین به موضوعاتی مانند شراب و مستی اشاره دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۳۱ - ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
کِی ز آتش میگریزد هرکه در وی غش نباشد ۱
گر کنند ایمن زهجرانم غم از نیران ندارم
بیمم از آن است ورنه باکم از آتش نباشد ۲
بی غشم کن ساقیا از مِی که بسیار آزمودم
دفع غم را داروئی چون بادۀ بی غش نباشد ۳
کی در او خاصیت آتش بود یا ذوق مستی
باده گر همرنگ با آن لعل آتش وش نباشد ۴
سرو بستان پیش سرو قامت آن ماه پیکر
گر خرام کبک دارد همچنان دلکش نباشد ۵
می توانم گویی از میدان غبارا در ربودن
توسن بخت ز پای افتاده گر سرکش نباشد ۶
کِی ز آتش میگریزد هرکه در وی غش نباشد ۱
گر کنند ایمن زهجرانم غم از نیران ندارم
بیمم از آن است ورنه باکم از آتش نباشد ۲
بی غشم کن ساقیا از مِی که بسیار آزمودم
دفع غم را داروئی چون بادۀ بی غش نباشد ۳
کی در او خاصیت آتش بود یا ذوق مستی
باده گر همرنگ با آن لعل آتش وش نباشد ۴
سرو بستان پیش سرو قامت آن ماه پیکر
گر خرام کبک دارد همچنان دلکش نباشد ۵
می توانم گویی از میدان غبارا در ربودن
توسن بخت ز پای افتاده گر سرکش نباشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - میی کز وی بنای شادمانی ها به جا باشد
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - سحر باد صبا از ساحت کوی تو می آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.