هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق میپردازد. او از بوی معشوق، یادآوری خاطرات و تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان خود سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند بوی مشک، جوی خون و زنجیر گیسو، عمق احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی استعارهها و تصاویر شعری نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۳۲ - سحر باد صبا از ساحت کوی تو می آمد
سحر باد صبا از ساحت کوی تو می آمد
که با وی بر مشام جان من بوی تو می آمد ۱
روان شد جوی خون تازه از زخم درون من
همانا بوی مشک از ناف آهوی تو می آمد ۲
چو خُمِّ باده می جوشید مغزم دوش از مستی
به یاد من نگاه چشم جادوی تو می آمد ۳
دلم در خون همی غلطید چون بسمل که از هر سو
بر او زخمی ز یاد تیغ ابروی تو می آمد ۴
به قصد کعبه مُحرِم شد دلم دوش از سر مستی
چو از دنبال او رفتم بمشکوی تو می آمد ۵
ز کوی می فروشان های هو برخاست دانستم
که بر گوش دل مستان هیاهوی تو می آمد ۶
دل دیوانه از هامون به سوی شهر شد مایل
بیادش گوئیا زنجیر گیسوی تو می آمد ۷
که با وی بر مشام جان من بوی تو می آمد ۱
روان شد جوی خون تازه از زخم درون من
همانا بوی مشک از ناف آهوی تو می آمد ۲
چو خُمِّ باده می جوشید مغزم دوش از مستی
به یاد من نگاه چشم جادوی تو می آمد ۳
دلم در خون همی غلطید چون بسمل که از هر سو
بر او زخمی ز یاد تیغ ابروی تو می آمد ۴
به قصد کعبه مُحرِم شد دلم دوش از سر مستی
چو از دنبال او رفتم بمشکوی تو می آمد ۵
ز کوی می فروشان های هو برخاست دانستم
که بر گوش دل مستان هیاهوی تو می آمد ۶
دل دیوانه از هامون به سوی شهر شد مایل
بیادش گوئیا زنجیر گیسوی تو می آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - ما سمندر زادگان را شکوه از آتش نباشد
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - ز آشیان مرغ دلم کاش کناری بکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.