هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از تجلی زیبایی معشوق و تأثیر آن بر عاشق سخن می‌گوید. او از مفاهیمی مانند عشق، جمال، وحدت، و تماشا استفاده می‌کند و با اشاره به شخصیت‌های اساطیری مانند یوسف و یعقوب، عمق احساسات خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۰ - بیا بر چشم عاشق کن تجلی روی زیبارا

بیا بر چشم عاشق کن تجلی روی زیبارا
که جز وامق نداند کس کمال حسن عذرا را ۱

به صحرای دل عاشق بیا جلوه کنان بگذر
به روی عالم آرایت بیارا روی زیبا را ۲

دمی از خلوت وحدت تماشا را به صحرا شو
نظر بر ناظران افکن ببین اهل تماشا را ۳

چه مهر است آن نمی دانم که عالم هست در آتش
ز روی خویش بخشد نور هر دم چشم بینا را ۴

الا ای یوسف مصر ملاحت تا به کی داری
بدین یعقوب بیدل را غمین جان زلیخا را ۵

تو حلوا کرده ای پنهان مگس ها جمله سرگردان
اگر جوش مگس خواهی به صحرا آر حلوا را ۶

الا ای ترک یغمایی بیا جان را به یغما بر
نه دل ترک تو خواهد کرد نه تو ترک یغما را ۷

جهان پر شور از آن دارد لب شیرین ترک من
که ترکان دوست میدارند دایم شور و غوغا را ۸

سخن با مرد صحرایی الا ای مغربی کم گوی
که صحرایی نمیداند زبان اهل دریا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹ - بیا در بحر و دریا شو رها کن این من و ما را
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.