هوش مصنوعی:
این متن عرفانی از ناصر خسرو بیانگر نزدیکی همیشگی معشوق (خدا یا عشق الهی) به انسان است، حتی اگر انسان از او غافل باشد. شاعر تأکید میکند که حقیقت و نور معشوق آشکار است و تنها نیاز به بینش درونی دارد. او همچنین به مفاهیمی مانند خودشناسی، حقیقت درونی و وحدت وجود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰ - با تو است آن یار دائم ور تو یکدم دور نیست
با تو است آن یار دائم ور تو یکدم دور نیست
گرچه تو مهجوری ازو، وی از تو مهجور نیست ۱
دیده بگشا تا ببینی آفتاب روی او
کافتاب روی او از دیده ها مستور نیست ۲
لیک رویش را بنور روی او دیدن توان
گرچه مانع دیدنش را از دیدنش جز نور نیست ۳
جنّت از باب دل رخسار جانان دیدن است
در چنین جنّت که گفتیم زنجبیل و حور نیست ۴
گر ترا دیدار او باید برآ بر طور دل
حاجت رفتن چو موسی سوی کوه طور نیست ۵
تو کتابی در تو مسطور است علم و هر چه هست
چیست آن کاو در کتاب و لوح تو مسطور نیست ۶
کور آن باشد که او بینا بنفس خود نشد
کان که او بینا بنفس خویشتن شد، کور نیست ۷
۸ناصر و منصور گوید انا الحق المبین
بشنو از ناصر که آن گفتار از منصور نیست ۸
مغربی را یار شمس مغربی خواند بنام
گرچه شمس مغربی اندر جهان مستور نیست ۹
گرچه تو مهجوری ازو، وی از تو مهجور نیست ۱
دیده بگشا تا ببینی آفتاب روی او
کافتاب روی او از دیده ها مستور نیست ۲
لیک رویش را بنور روی او دیدن توان
گرچه مانع دیدنش را از دیدنش جز نور نیست ۳
جنّت از باب دل رخسار جانان دیدن است
در چنین جنّت که گفتیم زنجبیل و حور نیست ۴
گر ترا دیدار او باید برآ بر طور دل
حاجت رفتن چو موسی سوی کوه طور نیست ۵
تو کتابی در تو مسطور است علم و هر چه هست
چیست آن کاو در کتاب و لوح تو مسطور نیست ۶
کور آن باشد که او بینا بنفس خود نشد
کان که او بینا بنفس خویشتن شد، کور نیست ۷
۸ناصر و منصور گوید انا الحق المبین
بشنو از ناصر که آن گفتار از منصور نیست ۸
مغربی را یار شمس مغربی خواند بنام
گرچه شمس مغربی اندر جهان مستور نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - هیچکس را اینچنین یاری که ما را هست نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - هیچ میدانی که عالم از کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.