هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به توصیف معشوقی میپردازد که جمال و عشق او بینظیر است و هر بینندهای را مجذوب خود میکند. شاعر تأکید میکند که معشوق تنها مختص به یک فرد نیست و هر کسی به نوعی شیفتهی اوست. همچنین، هر بخش از وجود معشوق (چشم، زلف، گفتار و...) برای هر فرد جذابیت منحصر به فردی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، درک عمیقتر شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۶۲ - بتم باهر سری هر سو سروکار دگر دارد
بتم باهر سری هر سو سروکار دگر دارد
غمش با هر دلی سودا و بازار دگر دارد ۱
جمال و عشق آن دلبر ز هر معشوق و هر عاشق
بگاه جلوه نظاّری و دیداری دگر دارد ۲
اگرچه دیده ی گلزار روی او مشو قانع
که روی او جز این گلزار، گلزاری دگر دارد ۳
اگر اودیده دادت که دیدارش بدو بینی
طلب کن دیده ی دیگر که دیداری دگر دارد ۴
اگر در ساعتی صد بار رخسارش به صد دیده
همی بینی مشو قانع که رخساری دگر دارد ۵
چو گفتارش بدان گوشی که او بخشید بشنیدی
برو گوشی دگر بستان که گفتاری دگر دارد ۶
مگو در شهر و بازارش خریدارش منم تنها
که در هر شهر و بازاری خریداری دگر دارد ۷
تو تنها نیستی بیمار آن چشم شوخ آن دلبر
که چشمش چون تو در هر گوشه بیماری دگر دارد ۸
نه تنها مغربی باشد گرفتار سر زلفش
که زلف او بهر مویی گرفتاری دگر دارد ۹
غمش با هر دلی سودا و بازار دگر دارد ۱
جمال و عشق آن دلبر ز هر معشوق و هر عاشق
بگاه جلوه نظاّری و دیداری دگر دارد ۲
اگرچه دیده ی گلزار روی او مشو قانع
که روی او جز این گلزار، گلزاری دگر دارد ۳
اگر اودیده دادت که دیدارش بدو بینی
طلب کن دیده ی دیگر که دیداری دگر دارد ۴
اگر در ساعتی صد بار رخسارش به صد دیده
همی بینی مشو قانع که رخساری دگر دارد ۵
چو گفتارش بدان گوشی که او بخشید بشنیدی
برو گوشی دگر بستان که گفتاری دگر دارد ۶
مگو در شهر و بازارش خریدارش منم تنها
که در هر شهر و بازاری خریداری دگر دارد ۷
تو تنها نیستی بیمار آن چشم شوخ آن دلبر
که چشمش چون تو در هر گوشه بیماری دگر دارد ۸
نه تنها مغربی باشد گرفتار سر زلفش
که زلف او بهر مویی گرفتاری دگر دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱ - هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند
گوهر بعدی:شماره ۶۳ - تا که خورشید من از مشرق جان پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.