هوش مصنوعی:
این شعر از عاشقانههای کلاسیک فارسی است که در آن شاعر از درد فراق و از دست دادن دل به دست معشوق مینالد. او توصیف میکند که چگونه معشوق با نگاههای فریبندهاش دل او را ربوده و آرامش را از او گرفته است. شاعر از دست دادن عقل، هوش، جان و دل را بیان میکند و احساس بیپناهی و سردرگمی خود را شرح میدهد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۶۹ - دلی نداشتم آن هم که بود، یار ببرد
دلی نداشتم آن هم که بود، یار ببرد
کدام دل که نه آن یار غمگسار ببرد ۱
به نیم غمزه روان چه من هزار بود
به یک کرشمه دل همچو من هزار ببرد ۲
هزار نقش برانگیخت آن نگار ظریف
که تا به نقش دل از دستم آن نگار ببرد ۳
به یادگار دلی داشتم از حضرت دوست
ندانم ارچه سبب دوست یادگار ببرد ۴
دلم که آینه روی دوست داشت غبار
صفای چهره او از دلم غبار ببرد ۵
چو در میانه درآمد خرد کنار گرفت
چو در کنار درآمد دل از کنار ببرد ۶
اگرچه درد دل مسکین من قرار گرفت
ولیکن از دل مسکین من قرار ببرد ۷
به هوش بودم یا اختیار در همه کار
زمن به عشوه گری هوش و اختیار ببرد ۸
کنون نه جان و نه دل دارم، نه عقل و نه هوش
چو عقل و هوش و دل و جان هر چهار ببرد ۹
چو آمد او به میان رفت مغربی زمیان
چو او به کار درآمد مرا ز کار ببرد ۱۰
کدام دل که نه آن یار غمگسار ببرد ۱
به نیم غمزه روان چه من هزار بود
به یک کرشمه دل همچو من هزار ببرد ۲
هزار نقش برانگیخت آن نگار ظریف
که تا به نقش دل از دستم آن نگار ببرد ۳
به یادگار دلی داشتم از حضرت دوست
ندانم ارچه سبب دوست یادگار ببرد ۴
دلم که آینه روی دوست داشت غبار
صفای چهره او از دلم غبار ببرد ۵
چو در میانه درآمد خرد کنار گرفت
چو در کنار درآمد دل از کنار ببرد ۶
اگرچه درد دل مسکین من قرار گرفت
ولیکن از دل مسکین من قرار ببرد ۷
به هوش بودم یا اختیار در همه کار
زمن به عشوه گری هوش و اختیار ببرد ۸
کنون نه جان و نه دل دارم، نه عقل و نه هوش
چو عقل و هوش و دل و جان هر چهار ببرد ۹
چو آمد او به میان رفت مغربی زمیان
چو او به کار درآمد مرا ز کار ببرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - دل همه دیده شد و دیده همه دل گردید
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - ز قدرت سرو بستان آفریدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.